تبليغاتX
سوتی ممنوع
عضویت در سایت
- برای مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جدید به سایت در خبرنامه عضو شوید .





Powered by WebGozar

مطالب قبلی
نویسندگان وبلاگ
- علی
- آرتميس

وضعیت مدیر:

لوگو دوستان

جملات زيبا
بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی
يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه
يببخش نه به اين خاطركه آنها لياقت بخشش تو را دارند ، بلکه به اين خاطر كه تو لياقت داري آرامش داشته باشي
درانتظار کسی باش که مایل باشد حتی در زمانی که در ساده ترین لباس هستی، تو را به د نیا نشان دهد
دقت هر كس از نوع ازدواج او معلوم مي شود
گر قرار باشد بایستی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمی‌رسی
اگر در زندگي به ناگاه يکي از سيمهاي سازت پاره شد آهنگ زندگي را آنچنان ادامه بده که هيچ کس نداند بر تو چه گذشت
A2
روی هر پله ای که ایستاده باشی، خدا یک پله بالاتره. نه برای اینکه بادت بندازه که اون خداست و تو بنده، برای اینکه دستت رو بگیره و تورو بالا ببره
بزرگترین درس زندگی این است كه گاهی ابلهان درست می گویند
عشق تنها مرضی است كه بیمار از آن لذت می برد
جستجو در وبلاگ

  

آرشیو وبلاگ



» دوستت دارم...
 

بازم سلام ، سلامی به گرمی روزهای گرم تابستون

.

.

.

.

 

یه سلام مخصوصم برای آرتمیس ( فقط برای تووووووووووووووو )

امیدوارم که حال همتون خوب باشه ( البته اگه با ما باشید که حالتون بد نمیشه،مگه نه!؟!؟!؟!؟!؟! )

چون قرار شده حال و هوای مطالب وبلاگو عوض کنیم ، تصمیم گرفتم مطلب زیر رو (میتونیدحدس

بزنید برای کی ؟؟؟؟؟؟؟؟) به عنوان یه پست جدید تو وبلاگ بنویسم  

فقط خواهشا اگه نمیتونید احساساتتون رو کنترل کنید ، قید خوندشو بزنید ( میتونید مطلب بعدیم

که به زودی میزارم براتون رو بخونید ، چون کاملا طنزه )

 

           

من نمی نویسم که بگویی دوستت دارم .

من نمی نویسم که بگویی فراموشت نخواهم کرد

من نمی نویسم که بگویی با تو خواهم ماند

من نمی نویسم که بگویی بی تو نمی توانم بمانم

من نمی نویسم که دلت را به رحم بیاورم

من نمی نویسم که بگویی در انتظار چشمانت می مانم و در راه قدمهایت میمیرم

 

نه من نمی نویسم که اینها را بگویم

 

من مینویسم که بگویم دوستت دارم حتی اگر دوستم نداشته باشی

می نویسم که بگویم با تو خواهم ماند

می نویسم که بگویم بی تو خواهم مرد .

می نویسم که بگویم در انتظار چشمانت جان خواهم داد

می نویسم که بگویم زندگی بی تو برایم معنا ندارد

می نویسم که بگویم دیوانه وار تو را خواهانم

می نویسم که بگویم فراموشت نخواهم کرد

می نویسم که بگویم بدون حضور گرمت روح من خاموش و سرد است

 

بدون چشمان روشنت خانه ام تاریک است

بدون حضورت وجودم خالی از هیاهوست

بدون حضورت ، گل زیبایی ندارد

بدون حضورت ، مهتاب نور نخواهد داشت ، ستاره رقص نخواهد کرد

بدون حضورت ، مریم عطر افشانی نخواهد کرد

بی تو گل ، سرخی نخواهد داشت

 

من می نویسم که اینها را بگویم

می نویسم که کلمات گویای سخنم باشند

من همه ی احساسم را در جوهر قلمم می ریزم

من همه ی وجودم را غرق در کلماتم می کنم

من همه ی عشقم را در واژه می ریزم

 

  نويسنده: علی  تاریخ: جمعه سی و یکم خرداد 1387  موضوع: هنری   لینک ثابت