::
مشخصات من
::
دانشكده داده پردازي
::
بانك صادرات
::
آموزش ويژوال بيسيك
::
کتابهای الکترونیک
::
ادامه - آرشیو لینکدونی ...
بازم سلام
سلامي به شادابي روزهاي زيباي پاييز(بهترين فصل سال
)
بازم اومدما
(خب بابا چه خبره،واي يكي اونو بگيره كه غش كرده
)
از نظراتتون معلومه كه چقده دلتون تنگ شده بود
(آخه خودم ، خودمو تحويل نگيرم چيكار كنم پس
)
اينم به مناسبت 7 مهر كه خيلي برام عزيزه،يعني بهترين روز ساله(اصلا تابلو نيست كه روز تولدمه
،اين كارا چيه؟؟؟؟!!! كي كادو خواست آخه
)
اينم تقديم به خودم![]()

ديشب رويايي داشتم
خواب ديدم بر روي شنها راه مي روم همراه با خداوند.
و بر روي پرده شب تمام روزهاي زندگيم را مانند فيلمي مي ديدم.
همان طور که به گذشته ام نگاه مي کردم
روز به روز از زندگي ام رادو رد پا بر روي پرده ظاهر شد
يکي مال بود و يکي از آن خداوند.
راه ادامه يافت تا تمام روزهاي تخصيص يافته پايان يافت.
آنگاه ايستادم و به عقب نگاه کردم.
در بعضي جاها فقط يک رد پا وجود داشت !!!
اتفاقأ اين روزها مطابق با سخت ترين روزهاي زندگيم بود
روزهايي با بزرگترين رنجها، ترسها، دردها ... آنگاه از او پرسيدم:
خداوندا !
تو به من گفتي که در تمام ايام زندگيم با من خواهي بود و من پذيرفتم که با تو زندگي کنم.
خواهش مي کنم به من بگو که چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتي؟ "
خداوند پاسخ داد:
فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود. من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت، نه حتي براي لحظه اي. و من چنين نکردم. هنگامي که در آن روزها، يک در پا بر روي شنها ديدي، من بودم که تو را به دوش کشيده بودم.
پی نوشت:
اگه خبری که منتظرشم برسه بازم آپ میکنم والا حالا حالاها دیگه نمیام
(پس دعا کنید
)
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: Ali